واژه شناسي سياسي پناهندگی
درسال 1950 بعد از وقايع مكرري كه از لحاظ پناهندگي طي 25 قرن گذشته روي داده بود ،تدوين كنندگان اساسنامه قانوني اداره كميته عالي براي پناهندگان ،اصطلاح «پناهنده»را اين گونه تعريف نموده اند:
پناهنده كسي است كه ،«به علت ترس موجهي كه داشته يادارد ،از اين لحاظ كه به خاطر نژاد ، مذهب،مليت يا عقايد سياسي تحت تعقيب درايد،از كشور متبوع خودويا اگر تابعتي ندارد،از كشوري كه قبلا عادتا ساكن بوده است خارج باشد وبه خاطر ترس مذبور نخواهد كه از حمايت كشور متبوع برخودارشود،واگر فاقد تابعيت است نخواهد به كشوري كه قبلا در ان ساكن بوده است بازگردد»{تصميم شماره428 مجمع سازمان ملل متحد،در مورخه 14 دسامبر سال 1950}.
بر اساس تعريف ديوان دادگستري بين المللي،پناهنده عبارت از كسي است كه توسط يك دولت تحت تعقيب بوده ومورد حمايت كشور ديگري از طريق ايجاد موانع در راه تعقيب وي ،قرار مي گيرد.
پناهندگي انواع مختلف دارد كه پناهندگي دپپلماتيك يا خارجي ،رايج ترين نوع ان است.اين نوع پناهندگي ممكن است توسط دولتي در خارج از سرزمين خود ويا در نقاطي كه حقوق بين المللي قدرت مقامات دولت تعقيب كننده را منع مي كنند،به عمل ايد{عمارت سفارت ،كشتي و يا هواپيما دولتي}.پناهندگي شامل مجرمين حقوق عمومي نمي شود. نوع ديگر ان ،پناهندگي داخلي يا سرزميني است كه به موجب ان دولتي در سرزمين خود به فردي پناهندگي مي دهد.هيچ قاعده حقوق بين الملل دولت ها رامجبور به اعطاي پناهندگي به يك فرد نمي كند.
شروط پناهندگي
برطبق قرداد عمومي واساسنامه كميسر عالي بايستي يكي از دو شرط زير تحقق يابد تا شخصي پناهنده شناخته شود.اين دو شرط عبارتنداز اين كه «نتواند»يا به علت ترس موجه «نخواهد»از حمايت كشور متبوع خود يا كشور محل سكني استفاده كند.
- از دادن تابعيت.
- عدم رابطه سياسي بين كشور اصلي پناهنده وكشوري كه پناه گرفته است.
- موقع جنگ و يا قطع رابطه سياسي بين كشور اصلي پناهنده وكشوري كه پناه گرفته است.
- نداتشتن وطن كه درموردافرادبي وطن صادق مي باشد.
ملاحضه مي شود كه درسه مورد مورد اول ،فرضا شخص مايل باشد از حمايت كشور متبوع بهرمند شود ،باز هم امكان برخورداري از ان حمايت متصور نيست.
Unwilling
{نخواستن}وقتي مصداق پيدامي كند كه دولتي نسبت به تبعه خود كه مقيم كشور ديگري است،از بذل حمايت دريغي نداشته باشد ولي تبعه كه دروضع پناهندگي به سر مي برد به علت وقوف به اين كه قبول حمايت كشور متبوع ،اورا از شمول تعريف پناهندگي خارج مي سازد ،حمايت عرضه شده نپذيرد.
اضافه مي شود كه در چنين وضعي هرگاه دولت موطن به طور يك جانبه وبدون توجه به تمايل تبعه ،او رامشمول حمايت كند،اين اقدام به موقعيت قانوني فرد پناهنده لطمه اي نمي زند .
براي كساني كه داراي بيش از يك تابعيت باشند،شرط اختصاصي ديگري وجود دارد كه درذيل جزء2بند الف ماده اول قرار دارد به اين شرح شده است:«اصطلاح كشور متبوعه عبارت خواهد بود از هريك از كشورهايي كه شخص مزبور تابعيت ان را دارد.»
پس براي فردي از اين قبيل افراد،بايستي درهمه كشورهايي كه تابعيت ان را دارد،ترس موجه از تعقيب شدن موجود باشد،والا مادام كه بتواند خويش رادر كنف حمايت يكي از كشورهاي متبوع قرار دهد،حق ندارد مدعي وضع پناهندگي گردد.
//// واژه درخواستي خودراارسال نماييد./////
پارلمان /-پرده اهنين/4-پروتكل/- تجزيه طلبي/ ارياناي بزرگ/-اژانس يهود/ ائتلاف/-استبداد/الحاق/- القاعده/- اسه ان/- استبداد/- استقلال سياسي/- توده/ جامعه مدني/-داس وچكش/- دتانت/تنش زدايي/دوقطبي/- دوما/- ديپلمات/- بيانيه مشترك
سلام به همه دوستان